اولین شرکت اینوستمنت ناسالم تاریخ


۹۱سال پیش درایالات متحده شرکت مبادلات اوراق بهادار توسط کارلو پونزی تاسیس شد.فقط چند سال طول کشید تا نام موسس این شرکت بعنوان مغز متفکرونخبه بازارهای مالی جهان مطرح شداین موفقیت وی در پی پرداخت بهره ی ۵۰ درصدی به سرمایه گذاران در آن شرکت بود. مدت زیادی نگذشت که راز موفقیت وی کشف شد و به این ترتیب نوع جدید ی از کلاه برداری در دنیای بازارهای مالی آغاز شد.روش پونز در ایران هرمی نامیده می شود و مردم ما با این نام این مدل کلاه برداری را می شناسند. با این که در طی سال های قبل چند صد هزار میلیاردها دلار از این طریق کلاه برداری شده است اما هنوز نیز این روش کارایی خود را حفظ کرده و در اقصا نقاط دنیا اجرا می شود

91 سال پیش در ایالات متحده شرکت مبادلات اوراق بهادار توسط کارلو پونزی تاسیس شد. فقط چند سال طول کشید تا نام موسس این شرکت به عنوان مغز متفکر و نخبه بازار های مالی جهان مطرح شد این موفقیت وی در پی پرداخت بهره ی ۵۰ درصدی به سرمایه گذاران در آن شرکت بود. مدت زیادی نگذشت که راز موفقیت وی کشف شد و به این ترتیب نوع جدید ی از کلاه برداری در دنیای بازارهای مالی آغاز شد.روش پونز در ایران هرمی نامیده می شود و مردم ما با این نام این مدل کلاه برداری را می شناسند. با این که در طی سال های قبل چند صد هزار میلیاردها دلار از این طریق کلاه برداری شده است اما هنوز نیز این روش کارایی خود را حفظ کرده و در اقصا نقاط دنیا اجرا می شود

تعریف:
پونز یک روش کلاهبرداری که سود سرمایه گذاران از اصل سرمایه آن ها پرداخت می شود یا سود پرداختی به آن ها بیش از سود کسب شده است.

در این روش ابتدا سرمایه گذاران را با انواع ترفند های بازار یابی جلب می کنند و سپس آنها را به امید سود و بهره های ثابت کلان وادار به سرمایه گذاری می کنند و سود آنها را از محل اصل سرمایه های آنان پرداخت می کنند. پرداخت سود های که موفق ترین بنگاه های مالی نیز قادر به پرداخت آنها نیستند سبب جلب اعتماد عمومی می شود و سیل عظیم پول و سرمایه به سمت این شرکت ها روان می شود و به این صورت روز به روز بر میزان ورودی ها افزوده می شود نهایتا شرکت سرمایه پذیر از محل سرمایه های ورودی به پرداخت سود سرمایه گذاران قدیمی می پردازد. اما آنچه این مشلم است ان است که این زنجیره نهایتا متلاشی خواهد شد و به هیچوجه نمی توان اینده روشنی برای آن تصور کرد.

برای برقراری چنین سیستمی نیاز به رعایت چند نکته است در واقع این اصول بین این سیستم ها مشابه است و هر سیستمی که چنین خصوصیاتی داشته باشد سیستم پونزی نامیده می شوداین اصول عبارتند از:

۱- وجود یک بهانه برای جلب سرمایه گذاران: کارلو پونزی برای ایجاد سیستم خود از معامله تمبر های پستی استفاده کرد که در دهه ۱۹۲۰ به منظور تسهیل عملیات پستی چاپ شده بود این تمبر ها در امریکا ۶ سنت و در سایر کشور ها یک سنت ارزش داشت وی ادعا می کرد که از طریق خرید و فروش این تمبرها و از محل تفاوت قیمت آنها سود می کرد.

۲- جلب اعتماد طرف مقابل: این اساسی ترین رکن روش های پونزی است جلب اعتماد اولین سرمایه گذاران در این روش به مراتب سخت تر از جلب اعتماد بعدی هاست. به منظور انجام این کار تنها ابزار کارآمد قدرت بازاریابی و توانایی تسخیر و تاثیر گزاری بر سایرین است از همین رو اکثر شرکت های هرمی که عموما از روش پونزی استفادده می کنند خود مشتریانشان را تبدیل به بازاریاب می کنند تا بتوانند از اعتبار آنها به نفع خود استفاده کنند. هنگامی که اولین سرمایه گذاران سرمایه گذاری کردند و پس از دریافت اولین سود خود به خود نظر همه به این شرکت ها جلب می شود و دیگر جلب اعتماد سرمایه گذاران سخت نخواهد بود

۳- وعده دادن سود های باور نکردنی: ارقام این سود ها واقعا باور نکردنیست مثلا کارلو پونزی تحقق بهره ای ۵۰ درصدی را برای سرمایه گذاران خود وعده می داد آنهم در شرایطی که موفق ترین بنگاه ها سود ناپایدار ۲۰ تا ۳۰ درصدی را پرداخت می کردند. همانطور که گفته شد این ارقام هوش از سر می برد و بهتر است بگوییم که عقل از سر می برد اکثر کسانی که گرفتار روش های پونزی می شوند در لحظه تصمیم گیری عین چهار پایانی هستند که فقط به غذا می اندیشند و اصلا به این سوال اساسی پاسخ نمی دهند که چگونه این سود تحقق می یابد

۴- سری بودن اسرار کسب درآمد در این شرکت ها: ویژگی دیگر این شرکت ها ان است که هیچ وقت چگونگی سود آوری خود را تشریح نمی کنند. سرمایه گذاران این شرکت ها از آنجا که سود خود را به دست می آورند علاقه ای به دخالت در کار مدیران شرکت ندارند و پاسخ سوالات رقبا نیز یک جمله بیشتر نیست ” مخفی ماندن راه کسب درآمد ما کلید موفقیت ما و شیشه عمر ماست و ما نیز شیشه عمر خود را نخواهیم شکست”.

نمونه های از این مدل کلاه برداری:
همان طور که گفته شد کارلو پونزی مبتکر این نوع از کلاه برداری ها بودپونزی به طور اتفاقی در یکی از نامه هایش از انتشار کوپن های پستی مطلع شد.این کوپن ها در کشور مبدا و مقصد با اختلاف قیمتی ۶ برابر خرید و فروش می شد. پونزی در سال ۱۹۱۹ به بهانه خرید و فروش کوپن ها و تمبرهای پستی ” شرکت مبادلات اوراق بهادار” را تاسیس کرد و به سرعت به جذب سرمایه گذارانی پرداخت که آرزوی پولدار شدن در یک شب را در سر می پروراندند. این در حالی بود که مقامات پستی تبدیل پول و تمبر را غیر قانونی اعلام کرده بودند.طولی نکشید که همه مجذوب وعده های او شدند. او برای جذب سایرین وعده بهره ۵۱ درصدی برای سرمایه گذاری های ۴۵ روزه را داده بود. پس از پرداخت بهره اولین گروه سرمایه گذاران تعداد مراجعه کنندگان به شدت افزایش یافت و به این ترتیب روز به روز بر تعداد مراجعه کنندگان افزوده می شد. کم کم پونزی به نابغه بازارهای مالی تبدیل شد و روزنامه نگاران برای فروش روزنامه های خود مدام درباره او مطلب می نوشتند. این درست همان چیزی بود که پونزی می خواست “تبلیغ و بازاریابی”. پونزی که چندین بار در عمرش به خاطر جعل سند و دزدی به زندان افتاده بود در مصاحبه با روزنامه های که ناخواسته ابعاد کلاهبرداری وی را گسترش می دادند گفته بود «همه دار و ندارم دو دلار و نیمی بود که ته جیبم داشتم، اما در قلبم یک میلیون دلار آرزو می تپید. این آرزو هرگز رهایم نکرده است.» و درباره سیستم خود می گفت؛ «شروع کردم به مشاهده نرخ برابری ارز در کشورهای گوناگون اروپایی. با مایه گذاشتن از خودم، کسب و کار را آزمودم. می خواستم ببینم چه چیزی از آب درمی آید. دیدم درست کار می کند. نخستین هزار دلارم ۱۵ هزار دلار شد.» روزنامه نیویورک تایمز در آن زمان ثروت وی را تا هشت میلیون دلار تخمین می زد.

مدتی طول کشید تا دست پونزی رو شود.در این زمان فردی به نام کلرنس بارون پرده از این کلاه برداری برداشت.بارون که تحلیل گر بازارهای مالی بود اولین نفری بود که به متوجه غیر طبیعی بودن اوضاع شد. نکته ای که وی به ان پی برد آن بود که در تمام ایالات متحده تنها ۲۷۰۰۰کوپن در جریان است این در شرایطی بود که برای دست یابی به نتایجی که پونزی از آن دم می زد می بایست ۶۰ میلیون کوپن وجود داشته باشد. اگرچه این مطالب در دل برخی از سرمایه گذاران هراس و وحشت انداخت اما سرمایه گذاران جدید توجهی به این ماجرا نداشتند و حجم سرمایه گذاری های جدید همچنان رو به افزایش بود

سرانجام درآگوست ۱۹۲۰ روزنامه بوستون داستان واقعی زندگی پونزی را فاش کرد: کارلو پونزی در سال ۱۸۸۲ در پارمه ایتالیا متولد شده بود. او در سال ۱۹۰۳ همانند هزاران ایتالیائی در جستجوی طلا و ثروت به امریکا مهاجرت کرد تا یکشنبه ره صد ساله را بپیماید. پونزی از همان اوان ورود به امریکا دریافت که در این سرزمین طلا به سادگی یافت نخواهد شد لذا در پی آن شد که طلا را خلق کند. در سال ۱۹۰۹ هنگامی که یک کارمند ساده بانک مونترال کانادا بود به اتهام جعل یک فقره چک دستگیر و به ۳سال زندان محکوم که بعلت خوشرفتاری در زندان پس از حدود یکسال و هشت ماه از زندان آزاد و مجدداً به آمریکا برگشته بود. ده روز پس از آزادی به جرم قاچاق کارگران ایتالیائی و عبور غیرمجاز آنها به خاک ایالات متحده، بازداشت شده و دو سال بعد را در حبس گذرانده بود. این شرح زندگی کارلو پونزی قبل از ۱۹۱۹ بود.

سر انجام کارلو پونزی در سال ۱۹۲۰ به جرم کلاه برداری دستگیر شد و به این ترتیب تنها در مدت یک سال هشت ماه ۲۰ میلیون دلار کلاه برداری صورت گرفت که البته همه ی آن به باد فنا رفت.

در طول ۹۱سال بعد از پونزی کلاه برداران زیادی با تقلید از او کلاه برداری می کنند. اگرچه در این مدت قوانین محکمی در بازار های مالی وضع شده اما تا کنون نتوانسته جلوی اینها را بگیرد. در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۸ یعنی ۸۸ سال بعد از دستگیری پونزی ماجرای کلاه برداری برنارد مدوف رخ داد کلاه برداری که در طی آن ۵۰ میلیون دلار به باد رفت.در ایران نیز ماجرای “سحر و الیکا”از این دست بودند

کمیته نظارت بر بورس اوراق بهادار آمریکا sec سال هاست که قوانینی را برای مبارزه با روش های پونزی ایجاد کرده است. مثلا سود های غیر طبیعی را مورد بررسی و حسابرسی دقیقی قرار می دهد. اما برای پی بردن به کارایی و اثربخشی این روش ها توجه به ماجرای آقای مدوف کافی است .جالب است بدانید که این کمیته ۳ بار برای حسابرسی موسسه آقای مدوف درخواست داده بود اما در هر سه بار چیزی عاید این موسسه نشد

داستان موفقیت تیم سیلز

دوستان عزیز، من اعتقاد دارم که شما برای تبدیل شدن به یک بازاریاب موفق به یک خصوصیت مهم نیازمند اید. اگر شما مشتاق موفقیت باشید، آنگاه موفق خواهید شد. دیگر ساده تر از این توضیحی وجود ندارد.
    اگر شما به تمام جوانبی که در تجارت تان است نگاهی بیندازید، محصولتان، مهارت هایتان، پلنها، ابزار بازاریابی و ...، همه در درجه دوم قرار دارند، نگرش تان در وهله اول قرار دارد. اگر شما به اندازه کافی خواهان موفقیت باشید، اگر آتش اشتیاق در قلبتان شعله بکشد، آنگاه شما به موفقیت خواهید رسید.

    وقتی که من فعالیتم را در بازاریابی شبکه ای آغاز نمودم، به احتمال زیاد موقعیتم با شرایط حال حاضر شما تفاوت چندانی نداشت. من بصورت پاره وقت کارم را شروع کردم. کار دائمی من تخصص خنثی سازی بمب های زیر آبی در نیروی دریائی ایالات متحده بود. 

    من به تازگی از جنگ اول خلیج فارس بازگشته بودم. آنطور که به من گفتند، وضعیت جسمی من در شرایط بسیار بدی بوده. من به ایالات متحده بازگردانده شدم، به مرکز نیروی دریائی در مریلند.
    به هر حال من این کار را مهیج یافتم. در واقع آنچه من می خواستم یک راه مطمئن برای بدست آوردن درآمدی اساسی بود که همزمان بتواند خدمات با ارزشی به دیگران نیز ارائه دهد. روزی یک ترکیب بسیار جالب از این دو مسئله را در یک آگهی در روزنامه واشنگتن پست یافتم.

    در ابتدا خیلی محتاط بودم. آنچه درباره بازاریابی شبکه ای از فردی که آن آگهی را گذاشته بود شنیدم تقریباً باور نکردنی بود. من با او در خانه اش در حومه شهر مریلند ملاقات کردم. برای شخصی مثل من که از خانواده ای کارگری و از شهری کوچک از ایالت تنسی آمده بودم، چنان تجملاتی باور نکردنی بود. این مرد مسلماً به یک کار حسابی مشغول بود. 

    در پایان ملاقاتمان، او یک نوار ویدئوئی با عنوان "نوبت شما برای برنده شدن" به من داد. من با علاقه آنرا پذیرفتم، هر چند با خجالت به او گفتم که من دستگاه پخش ویدئو برای دیدن این فیلم ندارم. اما من برای آموختن بیشتر درباره بازاریابی شبکه ای بسیار مشتاق بودم، اما در وقت نهاری روز بعد، من وانت باری درب و داغانم را به سمت فروشگاه محلی ناحیه مونتگومری راندم و مستقیم به بخشی که تلویزیون می فروختند رفتم.

    مدیر آن قسمت وقتی داستان من را شنید، به من اجازه داد که آن فیلم را در تنها دستگاه پخش ویدئوئی که به تلویزیون متصل بود تماشا کنم. آن دستگاه در حقیقت به تمامی تلویزیون های آن طبقه فروش متصل بود. بنابراین به مدت 45 دقیقه، من بهمراه مدیر، تمامی کارکنانش و چند مشتری و رهگذر به تماشای "نوبت شما برای برنده شدن" در تمامی 27 تلویزیون فروشگاه ناحیه مونتگومری شدیم.

    داستانی که برای همیشه زندگی مرا تغییر داد

    هیچ چیز در آن ویدئو بیش از آنچه در انتها به نمایش درآمد زندگی مرا تحت تأثیر قرار نداد. آن داستان درباره نحوه آموزش کک ها در سیرک بود. اکنون نمی دانم شما چقدر درباره کک ها می دانید، این یک واقعیت حقیقی در طبیعت است که بسیار هم اعجاب انگیز است: کک ها می توانند تا 33 سانتیمتر بپرند، درحدود 200 برابر اندازه بدنشان. یعنی یک انسان 1.7 متری بتواند 34 متر بپرد!

    اما کک های سیرک نمی توانند 33 سانتیمتر بپرند. آنها حتی وقتی که درپوش را از روی ظرف شیشه ای بر می دارند هم نمی توانند بپرند. چرا؟ چون آنها آموزش داده شده اند که باور کنند نمی توانند به بیرون از ظرف بپرند، اصلاً مهم نیست که چقدر سخت باشد و یا چه مقدار تلاش کنند. این بطور قطع مخالف طبیعت است، اما این واقعیت است.

    آموزش دهندگان به سادگی یک درپوش بر روی ظرف قرار می دهند و اجازه می دهند که کک ها سر خود را به آن بکوبند تا زمانی که کک ها متقاعد شوند که پرش بلند تر برای بیرون رفتن از ظرف نتیجه ای جز سردرد ندارد. خب من هرگز با یک کک مصاحبه نکرده ام، اما من به این نتیجه رسیدم که آنها سردرد می گیرند چون اگر ما نیز روی یک ترامپولین می پریدیم و سرمان به سقف می خورد سر درد می گرفتیم.

    پایان ویدوئو بسیار خوب ساخته شده بود. اگر شما نخواهید برای کوبیدن سرتان خطر کنید، زخمی نخواهید شد. بگذارید این را به شکل دیگری بگویم. اگر نخواهید برای آزادی خودتان از موقعیت فعلی خطر کنید، هیچ دردی تحمل نخواهید کرد.

    ما انسانها دوست داریم به هر قیمتی که شده از درد احتراز جوئیم. این شامل درد های احساسی مانند پس زده شدن و شکست نیز هست. این شامل درد های مالی از قبیل از دست دادن پول نیز می شود. و چون ما خودمان را برای باقی ماندن در اسارت مالی و احساسی (ظرف) آموزش داده ایم، هرگز به خودمان اجازه نمی دهیم که مزایائی که پس از پریدن به خارج از این ظرف بدست می آوریم را تجربه کنیم.

    آنچه را در ابتدا گفتم به یاد بیاورید. نگرش مقدم بر هر چیزی قرار دارد و عاملی که موفقیت شما را در بازاریابی شبکه ای تعیین می کند، و در تمام زمینه های دیگر زندگی تان. برای موفقیت، شما باید بخواهید که به بیرون از ظرف بپرید.
    حالا به یک مسئله بسیار مهم رسیدیم، پس دقت کنید.

    من حدود 10 سال پیش از بازاریابی شبکه ای بازنشسته شدم، اما نه قبل از اینکه میلیون ها دلار درآمد داشته باشم و مجموعه ای بیش از 56000 نفر در بیش از 26 کشور بسازم. من همچنان بصورت ممتد یک درآمد مستمر و اساسی از تجارتم در حالی که مدت زیادی است در آن فعالیت نمی کنم دریافت می کنم. توانائی ساختن درآمدی مستمر یکی از مشخصات عالی در بازاریابی شکبه ای است. موقعیت های محدودی می توانند این امکان را در اختیار شما قرار دهند.

شاد باشید.