تبعیض و بیكاری بمیرند،هرمیها هم میروند
گرایش به جریانی كه میتواند انسان را به ثروت برساند پدیده رفتاری شناخته شدهای است كه در همه جای دنیا وجود دارد. معمولا چند طبقه اجتماعی به چنین درآمدهایی تمایل دارند كه گروه نخست، قشر فقیر و كم درآمد جامعه هستند. این گروه از افراد برای رسیدن به آرزوهای نرسیدهشان وارد جریانی میشوند كه امروزه به عنوان لاتاری یا بختآزمایی شناخته میشود. البته معمولا هم نتیجه نمیگیرند؛ چون از نظر منطق ریاضی كسی كه اوراقی را با قیمت پایین میخرد و در قرعه كشی شركت میكند، شانس برنده شدنش خیلی ضعیف است
ماجرای تازهای نیست. قصه آدمهایی است كه برای رسیدن به آرزوهایشان به دنبال راههایی هستند تا دركمترین زمان، بیشترین بهره را ببرند و به قول معروف راه صد ساله را یك شبه بروند. برای همین ناخودآگاه سر از شركتهایی در میآورند كه با ترفندها و توجیههای جدید، پول و وقتشان را به تاراج میبرند. شركتهایی كه با تبلیغات وسیع، بسیاری را مسحور جاذبه توخالیشان كردهاند، حتی برخی نخبهها را. آمارها نشان میدهد بخشی مهمی از زیرشاخههای این شركتها، دانشجویان و نخبگان علمی كشور هستند كه با رویای یك شبه پولدار شدن، وارد این كار شدهاند. این هشدارها را ببینید: اوایل اردیبهشت ۸۶ بود كه معاون پارلمانی و حقوقی وزارت علوم از برخورد جدی با دانشجوهای فعال در شركتهای هرمی خبر داد و گفت ترویج این شركتها در دانشگاهها باعث میشود دانشجویان از توجه به تحصیل غافل شوند. در همان سال مسئولان وزارت علوم كارهایی انجام دادند كه تصور میشد همه چیز به خوبی و خوشی تمام شده؛ در تمام چند سال گذشته در دانشگاهها میزگردهای متعددی برگزار شد و از بدهیهای هرمیها و آسیبهایی كه به اقتصاد وارد میكنند صحبت شد. همین موضوع بهانه خوبی بود تا سراغ یكی از فعالترین كارشناسان اقتصادی كشور برویم و درباره علل جذب به شركتهای هرمی با «محمد خوشچهره» گفتوگو كنیم. خوشچهره معتقد است این مشكل به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی و تفاوت طبقاتی به وجود آمده.
برخیها این روزها دوست دارند در زمینه اقتصادی راه میانبر بزنند و زود پولدار شوند، برای همین بعضی وقتها به راههای غیرقانونی مانند شركتهای هرمی روی میآورند، به نظر شما چرا چنین گرایشی درمیان ما وجود دارد؟
گرایش به جریانی كه میتواند انسان را به ثروت برساند پدیده رفتاری شناخته شدهای است كه در همه جای دنیا وجود دارد. معمولا چند طبقه اجتماعی به چنین درآمدهایی تمایل دارند كه گروه نخست، قشر فقیر و كم درآمد جامعه هستند. این گروه از افراد برای رسیدن به آرزوهای نرسیدهشان وارد جریانی میشوند كه امروزه به عنوان لاتاری یا بختآزمایی شناخته میشود. البته معمولا هم نتیجه نمیگیرند؛ چون از نظر منطق ریاضی كسی كه اوراقی را با قیمت پایین میخرد و در قرعه كشی شركت میكند، شانس برنده شدنش خیلی ضعیف است و حتی باعث تشدید فقر میشود. تحقیقات سازمان ملل هم نشان میدهد كه اقشار فقیر جامعه از هزینه تغذیه و خوراك خود میزنند و پولشان را در چنین كارهایی قرار میدهند، برای همین سازمان ملل به دولتها توصیه كرده كه از این فعالیتها جلوگیری كنند. در واقع این معضل در كشورهای جهان سوم كه ضعف نظارت دولتها وجود دارد، بیشتر دیده میشود. جوانان و افراد تحصیلكرده نیز از دیگر افرادی هستند كه به كسب درآمدهای این چنینی علاقه دارند.
سوال همین جاست. چرا تحصیلكردهها وارد این كارها میشوند؟
مسلما بیكاری یكی از عوامل است؛ مطالعات نشان میدهد در كشورهایی كه ضریب اشتغال پایین است و امید به آینده شغلی و درآمدی مناسب در یك مسیر طبیعی ضعیف است، شرایطی فراهم میشود كه این قیبل شركتها با عناوین مختلف فعالیت كنند. درواقع اگر نگویم ناامیدی، باید بگویم ضعف امید به شغل و درآمد مناسب در آینده باعث میشود كه بعضیها برای رسیدن به وضعیت مطلوب و دستیابی به نیازهای مورد نیاز جذب چنین گروههایی شوند.
ساليان سال پا برجا و راسخ مانديم به اميد اينكه روزي فرا رسد تا بتوانيم معني واقعي اهرم را در شغلي كه خود عامل آن باشيم و توانايي تنظيم ساعات كاري و در آمدمان با برنامه ريزي خودمان را دارا باشيم.چه بسا در اين ميان بادسيسه هاي فراواني روبرو گشتيم.اما از همان ابتداآرزويمان در گام اول ومهمترين آن چيزي جزفعاليت در بازاريابي شبكه اي براي اعتلاي اقتصاد وطن عزيزمان ايران هميشه مقتدر و پايدار نبود.اكنون زمان تيك زدن به اولين آرمان هر بازارياب شبكه اي فرا رسيده.زين پس همه چيز با خودمان است كه چگونه سناريوي آيندمان را تنظيم كنيم.به اميد پيروزي يكايك شما عزيزان در پناه حق تعالي.شكرانه اين نعمت را پاس بداريم.