آقای دكتر می‌شود این نیازها را نوعی بلندپروازی دانست كه بعضی‌ها می‌خواهند یك پول قلمبه را بدون زحمت و با سرعت به دست بیاورند؟ 

می‌تواند نوعی بلندپروازی برای دستیابی به آرزوهای دور و دراز باشد. در حقیقت اگر زمینه دستیابی به موفقیت برای رسیدن به ثروت از راه‌های طبیعی در جامعه ضعیف باشد، جوانان برای رسیدن به ثروت به راه‌های غیر قانونی مانند شركت‌های هرمی روی می‌آورند. نباید فقط جوانان را مقصر بدانیم. در واقع این وضعیت شبیه بازی فوتبال است. وقتی یك تیم شكست می‌خورد، نباید فقط بازیكن را مقصر دانست و در آن باید مسائلی مانند چیدن بازیكنان توسط مربی، روحیه بازیكنان، شرایط آب و هوا و خیلی از مسائل دیگر را هم در نظر گرفت. 

شما به عنوان یك كارشناس اقتصادی فكر می‌كنید در جامعه ما چقدر زمینه فعالیت و گسترش شركت‌های هرمی وجود دارد؟ 

در جامعه ما تركیبی از مسائلی كه در سوال‌های قبلی به آن‌ها اشاره كردم برای شركت‌های هرمی فراهم است. یعنی گروه‌های كم‌درآمد و فقیر جامعه به ویژه جوانان برای رسیدن به خواسته‌های طبیعی و كسب درآمد با مشكلات بسیاری روبه‌رو هستند، برای همین به سمت درآمدهای انحرافی سوق داده می‌شوند. 

آخر، نكته ناراحت كننده این است كه طبق آمار، تعدادی از دانشگاهی‌هایی كه از شرایط ظاهرا ایده‌آلی برخوردارند هم از اعضای شركت‌های هرمی هستند، در صورتی كه می‌توانند از آینده شغلی خوبی برخوردار باشند؟ 

طبیعی است. دانشجویان هم برای دستیابی به موقعیت‌های بهتر از نظر علمی و ایجاد كار، به درآمد خوب و پول نیاز دارند. به همین دلیل هرچه به سمت نخبگان می‌رویم، اینگونه درآمدهای غیرمتعارف بیشتر برجسته می‌شود. شاید بهتر باشد واضح‌تر صحبت كنم دانشجوی خلاقی كه می‌خواهد ایده خودش را اجرا كند، وقتی با موانع مالی روبه‌رو می‌شود، به راه‌های غیرمنطقی و غیرمجاز كشیده می‌شود. بنابراین شناخت ریشه‌ها و تمایل، فوق‌العاده مهم است. با پند و اندرز دادن هم مشكلی حل نمی‌شود. 

اما خیلی از دانشجویانی كه وارد این كار می‌شوند به دلیل گستردگی فعالیتشان از ادامه تحصیل باز می‌مانند. ما خودمان چند نفری را می‌شناسیم.... 

حرف شما درست! این مسیر مثل باتلاقی است كه هر چه انسان در آن فرو می‌رود، عمیق‌تر در آن قرار می‌گیرد. اقتضای فعالیت چنین پدیده‌هایی، تشدید آلودگی است. مسلما مسئولان دانشگاه‌ها باید جلسات تحلیلی برگزار كنند كه در آن استادان مورد اعتماد دانشجویان با استدلا ل‌های منطقی و تخصصی، سره را از ناسره موشكافی كنند و كاملا تخصصی موضوع را مورد بررسی قرار دهند. البته گاهی اوقات بعضی افراد در این شبكه‌ها به پول هم می‌رسند اما باید تحلیل شود كه این تعداد افراد از بین چند میلیون نفر به نتیجه رسیده‌اند. پس زمانی كه استدلال و منطق به موضوع ورود پیدا كند، 

افراد كمتری به‌ اینگونه درآمد‌ها روی می‌آورند. 

اصلا چرا این همه تمایل رسیدن به ثروت‌های بالا در جامعه وجود دارد؟ 

این بیمار بودن جامعه را از نظر تربیتی، اقتصادی و اجتماعی نشان می‌دهد، تبعیض را نشان می‌دهد. نشان می‌دهد كه افراد از راه‌های طبیعی نتوانسته‌اند نیازهای اساسی خود را پاسخ دهند. به عنوان مثال از نظر اقتصادی باید درآمد هر فرد طوری باشد كه حداقل بعد از 2 تا 2.5 سال صاحبخانه شود در ایران این عدد بالای ۳۰ سال است. یعنی یك مهندس دانشگاه شریف یا هر دانشگاه دیگری با حقوق متعارف 500 هزار تومان، اگر 30 سال كار كند و خرج نكند، باز هم نمی‌تواند یك خانه 100 متری بخرد. پس این غیرطبیعی بودن بعضی از هزینه‌ها شرایطی ایجاد می‌كند كه افراد تمایل داشته باشند به ثروت برسند. 

شما برای حل این مشكل چه راهكاری پیشنهاد می‌دهید؟ 

باید درك صحیحی از این پدیده داشته باشیم. با موعظه و نصیحت نمی‌شود كاری از پیش برد. برای حل این مشكل كه بخشی از آن ایجابی و بخشی از آن سلبی است، باید دولت و مجلس جدی‌تر عمل كنند. مسئولان وظیفه دارند شرایط كسب درآمد تبعیض آمیز در جامعه را بردارند و به جای یأس و ناامیدی، شرایط اقتصادی مناسب ایجاد كنند. پاسخ دادن به نیازهای اساسی مردم مانند فرصت شغلی مناسب، تحصیل و بهداشت از فرمایشات ا مام(ره) و مقام معظم رهبری است كه اگر به مرحله عمل نرسد، اختلالات رفتاری بسیاری در جامعه به وجود می‌آورد كه یكی از آن‌ها همین روی آوردن به كسب درآمد از راه‌های غیرمتعارف است.